احمد عاشور پور

احمد
عاشورپور متولد 1296
در انزلي است كه موسيقي را از همان سالهاي جواني - خودش ميگويد 22 سالگي
- جدي دنبال كرد و به فراخور تاثير زياد موسيقي اروپاي مركزي و شرقي بر
موسيقي ايراني توانست سبك جديدي از موسيقي را با بهرهگيري از ريتم والس و
آواهاي غني موسيقي گيلان زمين بهمخاطبان خود از سالهاي ابتدايي دهه بيست دهد.
او كهميانهاي همبا سياست داشته در دورانسلطنت محمدرضا پهلوي همواره با چالشهاي
رژيم رو به رو بود و از اين رو فعاليتش محدود شد. در سالهاي پس از انقلاب هم كه روح
رخوت و گاه گوشه نشيني
موسيقي كشور را به عقب راند عاشورپور نيز گريزي نداشت جز سكوت.
در سالهاي اول انقلاب برخوردهاي قهرآميزي با هنرمندان صورت گرفت به طوري كه به
عنوان نمونه در برخوردي با استاد هنرمند بهارى نوازنده چيره دست كمانچه، ساز وي را
شكستند و وقتي سالها بعد به اشتباهات پي برده شد هر چه كردند تا استاد چند شاگرد
توانا تحويل جامعه هنري دهد آن استاد دلگير نتوانست و سر آخر رفت...
به هر حال درست در روزها و ايامي كه فضاي هنري كشور نسبت به سالهاي گذشته اندكي
بازتر شد تا ديدگاهها و برداشتهاي متحجرانه از هنر رنگ ببازد و حقيقت هنر
نمايان شود، عاشورپور به همراه جواني با ذوق كه كمر به تنظيم و بازسازي
آهنگهاي استاد بسته بود بار ديگر بعد از سالهاي فراوان،
درسال
82
در تهران به روي سن رفت، اين جوان گيلاني كه كارشناسي موسيقي را از
دانشگاه تهران اخذ كرد كسي جز بابك ربوخه نيست كه به نوعي كمك و احيا
كننده عاشور پور
در
سالهاي دور موسيقي گيلان است.
عاشور پور كه هشتاد و
هفتمين
بهار زندگي خود را سپري كرده
در سال
83
در رشت به همراه گروه نكيسا به سرپرستي بابك ربوخه كنسرت برگزار كرد و
آنچنان كه انتظار ميرفت مردم به پاس هنر وي در مقام تجليل از وي حضور
يافتند و او را به آنچه كه ميخواست و ميگفت يعني عشق به مردم باوراندند.
ترديدي
نيست
كه عاشورپور قديميترين خواننده گيلاني است كه بيش از شصت سال سابقه كار
دارد و او را ميتوان سردمدار تبديل آواهاي فولك به موسيقي ماناي گيلان
دانست. وي بسياري از كارهاي خود را از آنچه گيلانيان در بطن خود داشتهاند
استخراج و گردآوري نموده كه بيشك از ميراث باارزش موسيقي اين خاك محسوب
ميشود.
استاد ميخواست به خاطر قولي كه به مردم انزلي
سه
سال پيش در سينما ايران داده بود در آن شهر نيز بخواند كه مسوولان بندر
انزلي هنوز مجوز اين برنامه را ندادهاند.
همچنين برخورد با عكس وي به دليل زدن كراوات بيش از آنكه يك حركت
ارشادي باشد يقينا تعمق بيشتر مسوولين را ميطلبد.
امثال عاشورپور در ايران حتي به تعداد انگشتان يك دست هم نيستند؛ بايد
قدرشان پاس داشته شود.